تبليغاتX
www.gilaki5.blogfa.com
 
www.gilaki5.blogfa.com
 
 
شعر گیلکی ، گویش های محلی ، تاریخ گیلان ،تاریخ ادبیات گیل ودیلم
 

دوستان شاعرم ، این پیشه نیست

شاعری جز کوه رنج وتیشه نیست

باغ رویاها  و مال  و زندگی

با درخت شاعری هم ریشه نیست

مفت می خوانی برادر عشق را

عشق آدمزاده را این پیشه نیست

سنگ شو تا بشکنی این شیشه را

این جهان از سنگ ولی آن شیشه نیست

بیشه ای سرسبز وزیبا هست شعر

زشتی وآلودگی در بیشه نیست

در تب اندیشه می خواهد زمان

شعر هایی را که چون همّیشه نیست

شعرتان ای دوستانم آبکیست

در پس شعر شما اندیشه نیست

من که شوخی می کنم امّا خدا

در دل این شعرهای گیشه نیست

دوستان شاعرم ، این پیشه نیست

شاعری جز کوه رنج وتیشه نیست

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 1:7  توسط حسین قاسم نژاد   | 

 

شکسته بال وپروازم خیالی است

دلم درسالهای خشکسالی ست

زبس از فلسفه گفتم شنیدم

غزال کهنه ام رنگ غزالی است

ترنج یوسفم در دست خونین

زلیخای زمانم نقش قالی ست

تمام روزها تکرار تکرار

وشبهایم همیشه در توالی ست

تمام واژه ها تغییر کردند

تمام برکه ها در خشکسالی ست

تو را من دوست دارم حرف مفت است !

معانی در کلام ابتزالی است

بدی های یک به یک خوبند امروز

مکارم بودن ما اتصالی است

تمام آشنایی ها هدر رفت

ومیهمانی ما سالی به سالی است

وشاید لایق آدم نباشیم

وآدم بودن ما هم سوالی ست

عجب دنیای مکاریست امروز

که نقش شیطنت در ان حوالی ست

تمام لحظه ها را دوست دارم

تمام لحظه هایم با تو عالی ست

به این شادم که با تو دلخوش هستم

به این شادم که با تو قیل وقالی ست

 |+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 1:3  توسط حسین قاسم نژاد   | 

 

ما که با هم دوست اما دشمنیم

با خدا وبرده اهریمنیم

دین ورسم ودار ودنیا مان یکی ست

ما برای آخرت دم می زنیم

ما مسلمانیم ، اما کافریم

چون که  خود قبر برادر می کنیم

چون که با دشمن نهاد ما یکی ست

با بردار قهر وبا دشمن تنیم

دائماً ما دم به مردی  می زنیم

در مرام  و مردی کمتر از زنیم

بی خبر از چوب خط کارمان

دائماً در پیله خود می تنیم

غرق دنیاییم از هم بی خبر

بی خبر از شهر دود وآهنیم

گرچه شهرمان پر از صلح وصفاست

باز نامردان کوی وبرزنیم

وای بر ما آخر انسان بوده ایم

نفس انسانی خود را دشمنیم

بارالها رحم کن ما را ببخش

ما  که در نا مردمی ها یکتنیم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 23:50  توسط حسین قاسم نژاد   | 
آيا علوم انساني مظلوم نيست .

آيا صرفا به بهانه اينكه اين علم ترجمه شده از غرب است مي تواند تحت الشعاع مسايل حاشيه اي قرار

 گيرد.اين روزها همه به اين علم هجوم مي آورند . چون اكثر دانشجويان و اساتيد اين علم منتقد هستند

منتقد يعني كسي كه  كشورش را دوست دارد و منتقد به معني  مخالف نيست. چند روز پيش مقاله اي

 از دكتر حسن ازقدي  در سايت الف  منتشر شد كه الان هم مقاله ايشان ونظرات خوانندگان موجود

است من هم نظر خودم را بشرح زير دادم :

جناب آقاي دكتر يك سوزن به خودتان هم بزنيد / قبل از زدن يك جوالدوز به ديگران

علوم انساني ما ترجمه شده و داراي كليت غلطي است كه ساليان دراز تدريس مي شده است .

بطور مثال دانشجوي ادبيات / ادبيات را بصورت بازار پسند نمي خو.اند/ و يا واحدهاي علمي اي او

 را به اين سمت هدايت نمي كنند / در صورتي كه اين رشته ها در دنيا به ادبيات گرايش رمان نويسي

/ ادبيات گرايش شعر كلاسيك/ ادبيات گرايش نقد ادبي / ادبيات گرايش فيلمنامه و نمايشنامه نويسي

 و........ ضمن آموختن ادبيات كشورش در يك تخصص فني نيز كارآمد مي شود . يعني ان اموزه در

 بازار هم كاربرد دارد . اين امر در اقتصاد هم است / طرف فوق ليسانس اقتصاد است اما در

ابتدايي ترين آموزه هاي اقتصادي بورس لطمه مي بيند. چون واحدهايي كاربردي براي او در نظر

 گرفته نشده است . اصولن مشكل علم در ايران فقط ترجمه نيست. بلكه كليت غلط ترجمه است .

و روش تدريس (بگير - بخوان - نمره بگير - فراموش كن ) است . اين چنين روشي بدون پژوهش

 كار را خراب مي كند . بايد به عرض آقاي دكتر برسانم كه يك جوالدوز كه نصيب منحرفان

مي كنيد يك سوزن هم به خودتان بزنيد / شما در كدام يك از كلاسهاي درس تان دانشجويان

 را وادار به پژوهش كرديد و گفتيد اين 8 نمره فقط براي پژوهش در رابطه با اين مساله است .

 تا دانشجو به تحرك آيد .درست است كه 70 درصد دانشجويان از اينترنت برداشت مي كنند كه

 آن هم ارزش دارد . چون كار تنحقيقي است ولي 30 درصدي هستند كه واقعن كار عالي مي كنند .

كار نيكو كردن از پر كردن است .


استاد عزيز- اين ره كه تو مي روي به تركستان است. وقتي وزير علوم اين مملكت مقاله را برداشت

 جعلي مي كند . وقتي مدرك دزدي درايران يك افتخار مي شود . وقتي روح پژوهش از بين

 مي رود و دانشجويان دكترا مسافر كشي مي كنند / وقتي پژ.وهش كاربردي تان را با وجود به به

گفتنها هيچ كس نمي پذيرد . و هيچ ارگاني سرمايه گذاري نمي كند /وقتي بستر براي تغيير علم محيا ست

 ولي مسئولين فقط براي سفره هاي رنگين و جشنهاي خاص تحصيلگردگان مملكت را عين مترسكان

 با سكه اي جايزه مي دهند كه بگير و خفه شو وبشين/در صورتي كه همان مبتكران دهها ايميل

 دعوت به كشورهاي بيگانه دارند . چه انتظاري از خود علم داريد برادر من.


شما ابتدا خوتان و روش تدريس تان را اصلاح كنيد / بعد بياييد براي پشم نداشتن كلاه علوم انساني

 كاري اساسي بكنيد .

 |+| نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 10:24  توسط حسین قاسم نژاد   | 
شهدای ما هم مثل مردم ما مظلومند
 
چرا کسی برای شهیدان گیلان پوستر نمی سازد ؟
 
مگر از یاد برده اند که اینها که بودند.
 
من با مسئولان دیگر کاری ندارم و لی مسئولان گیلان و مازندران خیلی مسئولند .
 
چون اینها فرماندهان لشکر ۲۵ کربلا و قدس گیلان بودند .
 
این تذهبون ؟ به کجا می روید ؟
 
چندی پیش عکس آقا مهدی و حسین املاکی را از جلوی تیپ یک رشت برداشتند.
 
چرا؟ استخوان در گلوی آقایان بودند ؟
 
نمی دانم ؟ شما می دانید بگید ؟
 
 

شهید مهدی خوش سیرت

 




 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
این هم عکسی شاهکار از شهید املاکی و شهید خوش سیرت دو پهلوان
 
سپاه ایران در دفاع مقدس که در کنار عکس امام با هم دست در دست می دهند.
 
Thanks for hosting 24_filtered703.jpg with us.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

 

 
سوگند به اين دستهاي متعهد . مظلوم كه بعد از اينها خيلي ها بر خودشان و بر مردم
 
بدي كردند .
آنها وظيفه شان را كه دفاع از ناموس مملكت بود به خوبي انجام دادند ولي بقيه چه كردند؟
 
 |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 7:44  توسط حسین قاسم نژاد   | 
تقديم به همه دوستانم :

آسمان سخت دلش مي شكند دير نكن

و زمان را به هواي تو زمين گير نكن

رفتي و چشم به راهند همه مردم شهر

جان مولا به خدا اين دفعه تأخير نكن

دوري ما ازلي بود ؛ و عمري كه گذشت

دوري دلشدگان را تو به زنجير نكن

كودكي ها به هواي نفست رفت به باد

كودكان را به هواي نفست پير نكن

ظلمت و تيرگي ما همه خوابي كه گذشت

خواب ما را به خدا اين دفعه تعبير نكن

مستها را نتوان گفت كه بيدار شويد

با من مست ، شما توبه و تكبير نكن

  ( آسمان بار امانت نتوانست كشيد

قرعه فال به نام من ) درگير نكن

دوستت دارم و مي دانم از آن پيش ترك

دستهايت همه جا گفت : كه تزوير نكن ؟!

با آن امّا همه جا حلقه به تزوير شديم

آري ما بد شده بوديم ، تو تدبير نكن

كلبه غمزده ما كه پر از خاك غم است

جان من كلبه صدساله رو تعمير نكن

گفته بودي كه مرا اين همه تكرار نكن

 يك دفعه از ته دل پا شو و تقصير نكن

باز هم دست به دامان سياهي  ندهي

يك دفعه محض خدا بنده رو دلگير نكن

باز هم شادم از آنكه به هواي تو خوشم

شاد و دلگير توام شادم و دلگير ، نكن

خوب مي داني چه ها بر من و دل سخت گذشت

خوب مي داني و مي دانم از آن گير نكن

همه جانم شده بودي و همه جان مني

همه جان و جهانم شو و تاخير نكن

با همه لطف تو از آينه ها بيشتر است

با من آن كن كه دلت خواست ولي دير نكن

۶/۷/۱۳۸۸

 

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 17:32  توسط حسین قاسم نژاد   | 
از سر زدن شما دلی خوش دارم

از شادی لحظه های تان سرشارم

با این رقم کنونی قند وشکر

می ترسم از اینکه چای تقدیم دارم

هرچند فضای ما مجازی شده است

اما دل خود به سایه ها می سپارم

تو عمر غزلهای مرا می مانی

من سایه خسته تو را پندارم

خنده به لبم نمی رسد باز ببخش

یک وقت نگید من خیانتکارم

من مزد به نرخ روز را دل کندم

عمریست به دست خویش گندمکارم

با رنج برنج گرچه تولیدگرم

تولید گری که سخت بی پربارم

نه همت دوست در بدرقه ام

نه دولت یار در کف دارم

نه دست حمایتی بر شانه من

نه فکر سهام عدل می پروارم

من زاده دیلمانیان وطنم

من زاده فرخان فرخ سارم

هشتاد هزار سال هم سن من است

هشتاد هزار سال خدمتکارم

آن اجنبیان چه می توانند بکنند

وقتی پدر علم زراعت دارم *

باشد به برنج باز رحمی نکنید

لطف انکه خدای آسمان در کارم

این است برنج و چای و گندم و همین

این است که دل به خنده را نسپارم

از سر زدن شما دلی خوش دارم

باور بکنید که باز خدمتکارم

« من بنده آن دمم که ساقی گوید »

من بنده ان دمم که می پندارم

افکارم همه به گوجه ای می ماند

که بر لب سیخ دشنه بشمارم

وقتی همه الاف دروغ های همند

من نیز چنان ابر خزان می بارم

---------------------------------

* تاریخ زراعت بشریت ( پروفسور هرزتفلد - صفحه ۷۸ ) در این کتاب ثابت شده است که با توجه به مطالعات دیرینه شناسی و سنگواره و فسیل شناسی اولین زادگاه تمدن حتی قبل از بین النحرین ُ کرانه دریای کاسپین بوده است . و همچنین مردان وزنان این خطه پدران و مادران تاریخ زراعت بشریتند . علاوه بر اینکه بومی کردن غلات نیز یکی از کارهای مهم اینان یعنی پدران ما بوده است .

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 0:45  توسط حسین قاسم نژاد   | 

آي مسئولين

به سبزه زارها و سبزي گيلان ومازندران نگاه نكنيد

به خدا كشاورزان شمالي از مردم غزه مظلومترند .

 

مي دانيد برنج چيست ؟ برنج و گندم را محصول استراتژيك مي خوانند مي دانيد چرا ؟ چون اگر

 اين محصول را نداشته باشيد ولو مثل شوروي سابق بزرگترين زيردريايي ها را داشته باشيد

 شكست خواهيد خورد . لابد علّت شكست شوروي در جنگ تسليحاتي با آمريكا را مي دانيد ؟

 اگر مي دانيد پس چرا تجربه را دوباره تجربه مي كنيد . اگر نمي دانيد ياد بگيريد كه هر

 كشوري كه اين محصولاتش به خود كفايي برسد ،اگر تمام دنيا بر عليه او باشند  هيچ گزندي به

 ان كشور نخواهد رسيد . امروز بزرگترين فرياد امام خميني (ره ) بر زمين مانده است . همو

 بود كه فرياد مي زد « در همه امور بايد خودكفا باشيد » . چي شد ؟ گندم را تبليغي كردند

 گفتندخودكفا شديم ، بعد در دوسال گذشته بزرگترين وارد كننده گندم در دنيا بوديم . دست

 مريزاد مسئولين ! آيا اين همه براي فلسطين و افغانستان دل مي سوزونيد براي ملت مظلوم و

 زحمتكش تان دل مي سوزانيد ؟ به خدا دل نمي سوزايند ؟ به خدا مسئوليد ؟ به خدا بايد پاسخگو

 باشيد . چه كرديد ؟ چرا اينقدر واردات ؟ چرا اينقدر سرگرداني براي كشاورز؟ چرا نهاده هاي

 كشاورزي اينقدر گران و ناثبات ؟ چه مي كنيد ؟

البته از شما بعيد نيست . وقتي وزير كشاورزي وقت به گيلان مي آيد و مي گويد : « مردم نيم

 دانه بكاريد ، نيم دانه ارزانتر و مفيد تر است » . و اين به صورت ضرب المثل بين مردم گيلان

 تبديل شده كه : « مردم نيم دانه نكارين  ». يعني مسئول كشاورزي وقتي نداند نيم دانه محصول

 تبديل برنج است نه برداشت ؟! چه بايد كرد ؟ مي دانيد كشور ژاپن چگونه خودكفا شد ؟ برويد

 مطالعه كنيد : ژاپن با اينكه كشور كوهستاني است امّا حدود 90تا 95 درصد برنج خود را

 تامين مي كند و تنها نياز به 5 درصد واردات دارد . دولت ژاپن برنج توليد شده را مستقيماً از

 كشاورز با سوبسيد (يارانه دولتي ) به قيمت گران مي خرد . بطوري كه براي كشاورز بصرفه

 نيست به بازار بفروشد . و همچنين براي مردم بصرفه نيست كه مستقيماً از كشاورز خريداري

 نمايند .بعد با قيمت ارزانتري به فروشگاههاي عرضه مستقيم كالا ارائه مي دهد . يعني هدفمند

 ترين يارانه اقتصادي كه هم به ملت يارانه داده مي شود و هم به توليد كننده با اين تفاوت كه

 يارانه توليد كننده چندين برابر يارانه مصرف كننده است . تا توليد پايدار باشد. اينجا هم قيمت

 گذاري كردند . مفت . بر پايه قيمت 6 سال پيش ! امروز دولت به قيمت 1400 تومان مي

 خواهد چه كند در صورتي كه براي كشاورز كيلويي 2000 تومان تمام مي شود . خدايي هست !

 روزي مي رسد كه مسئولان گدايي كشاورزان را انجام دهند كه شما را به خدا بكاريد ولي آن

 روز مردمند كه آيا با همه بد رفتاري هاي گذشته چه برخو.ردي بنمايند . و از طرفي ديگر با

 سيل افزايش تغيير كاربري زمين كه من بشخصه آن را حق كشاورز مي دانم چه خواهند كرد ؟

 نكنيد اين كار را ؟ خداي ناكرده روزي مي رسد كه متوجه مي شويد يك متر زمين براي شويد

 كاشتن نداريد ؟ به خدا اين ظلم است . و خداوند خوب جايي نشسته است .

 

 

برنج اين محصول استراتژيك

در ايران در معرض خطر جدي

است.

به دستان پينه بستان كشاورزان

سوگند كه مسئولين روزي

آرزوي كاشت دوباره برنج

 توسط كشاورزان را مي كنند

ولي آيا آن روز كشاورز ديگر

رمقي براي كار كردن دارد ؟ آيا آن روز دير نخواهد بود ؟

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 10:13  توسط حسین قاسم نژاد   | 
         

قمستي از غزل جديد من :

نه فقط بوسه لبهاي تو چيدن دارد

شعر چشمان تو انديشه دشمن دارد

پل زدي از همه حوصله هاي من وتو

مي شود گفت كه اين حوصله ديدن دارد

زخم هايي كه زمين با تو رفاقت ننمود

با دل غمزده پرواي شمردن دارد

نه فقط من نشكستم كه ببيني چه شود

من شكستم كه ببيني چه شنيدن دارد

سالها بار دو چشمان تو را دل مي برد

آيا اين دفعه دل باركشيدن دارد ؟

ابر آلوده تر از چشم تو باراني نيست

عين باد است نگاه تو كه با من دارد

نازنين درد  من و تو ازلي بود و همين

 دردهايند كه انديشه زادن دارد....

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 0:28  توسط حسین قاسم نژاد   | 

ميگن قديمي ها كه خيلي ماهن

سياسيون هميشه رو سياهن

نه با خدا و نه به خلق خدا

هيچ جا ندارند جاي اذن ودعا

هميشه زير آب زن و خبيث اند

يا اينكه بر نزول خوران رئيس اند

نصف شونم دعا نويس شهرند

 دروغكي خداي ورد وسحرند

آنها كه با خداي خود دشمنند

ريشه هرچي آدم و مي زنند

وعده مي دن وعده هاي پوشالي

خالي مي بندن واسيه اهالي

مي گن كه برق تون سه فاز مي شود

مرغ تو وهمسايه غاز مي شود

دهان پا برهنه مي كنيم صاف

با قيمتي كه مي ره قلّه قاف

كوچه ها آسفالته مي شن شب و روز

چراغ شهرمون هميشه افروز

خلاصه اين اهالي خالي بندند

مفت مي گن و به ريشه ما مي خندند

تا كه نماينده بشن از قضا

يا كه رئيس ما بشن در فضا

در همه صورت همه جوره هستند

پاش برسه البته اهل بستند

خانم بازي شغل دوّم شان است

نزول خوران دينن و از اين دست

نمازشان بخاطر زليخاست

يا زن همسايه آبجي كبراست

وقتي كه رأي آوردن و سُريدند

به مقصد خيال خود رسيدند

خواهر مملكت مي دهند باد

مادر آن را به كه مي شود داد

خلاصه جاان من برادر من

اينها به فكر دختر و يا زنند

خداي شان پول و باد هواست

نمازشان به خون مردم رواست

زندگي شون از همه چيز كثيف تر

نه زن دارن ، نه دختر و نه پسر

زنان شون يه پول پرست گدا

دختراشون مفلوك و سر در هوا

پسرهاشون موبايل ايران سل اند
گاهي هم از قضا كمي هم ولند

خوشا به حال مون كه مثل آدم

زندگي مونو مي كنيم كما كم

بلاخره خدايي بالا سره

غصه هاي ما رو يه روز مي بره

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 19:10  توسط حسین قاسم نژاد   | 
 
  بالا